دعایم کن ...

خرید بک لینک
ساعت ۹ شب ... اعصابی خراب ... دلی گرفته ... روزی افتضاح ....سوار ماشین ... جدا از صحبت های بقیه... خیره به بیرون...شیشه پایین...باد سرد... بغض خفه کننده ... اشکی که اومد ... جلوش گرفته شد ... با کلمه حسین به خودم اومدم ... پیاده شدیم ... میخوندن ... سینه میزدن ...

نشستم ... جدا از مادر ... جدا از پدر ...مثل وصله ناجوری بودم ... که سینه نمیزد ...لباسهای آبی ...

اما ... این بغض ترکید ... مقنعه ای که جلو کشیده شد ذهنمو فلش بک کرد به گذشته ... به اون روزی که اولین بار برای صاحب کبوترا گریه کردم ...

اولین بار بود ... گریه میکردم توی عاشورا و تاسوعا .... چون ... راستش ایمان قلبی نداشتم ... ایمان به این آرامش نداشتم ...

قطره های اشکم میومد ... سینم پر از فشار بود ... از بغض ... زیر لب گفتم : ببخشید ...

اولین بار صداش زدم ... اولین بار اشک ریختم ...

توی دلم میگفتم براش ... میگفتم و گریه میکردم ... میگفتم و میگفتم ... انگار میشنید ... گفتم از دلگرفتی هام ... از سختی هام ... از آدمای اطرافم ... از همه چی ... حتی از مجازی هم گفتم ...

با صدای زنجیر و دمام به خودم اومدم ...

حالا ...

با خیال راحت سینه میزدم و از تک تک آرزوهام براش میگفتم ...

#امام_حسین_دعایم_کن

پی نوشت :

#یک_غریبه_یک_دوست_که_شادی_اش_برایم_مهم_شد:)_

واسه هر اشتباهی که کردم ...

پی نوشت۲:

مواظب خودت باش ... من کسی نیستم که کنارت باشم ... ولی دعات میکنم ... شاد باشی :)

اینجآ من مے نویسم...

ما را در سایت اینجآ من مے نویسم دنبال می‌کنید

برچسب: دعایم کن,دعایم کنید,دعایم کن ای دوست,دعايم کن,دعایم کن مادر,دعایم کن که محتاجم,دعایم کن شعر,دعایم کن اس ام اس,دعایم کن که من محتاج محتاجم, نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 16:39

صفحه بندی