چپ اندر قیچی!

خرید بک لینک
اول نوشت : من اون دخترم که میگن صداش حرومه نگاش حرف داره از چشاش معلومه ... (دلت نسوزه از نگار دشنام)

پریروز رفتم دکتر . جون نداشتم اصن . اعصابم خراب بود . خانوادگی رفتیم دکتر . حالا هرکی مامان منو میشناخت میگفت چن نفرید؟؟

ننمم میگفت من هستمو بچه هام !

دکتر گفت آلرژی داری و فلان و بهمان ، که رعایت نکردی سرماخوردگی شده!

برام آمپول ضدحساسیت (سرکوب کننده سیستم ایمنی بدن) نوشت .

بهتر شدم . اسپری هم استفاده میکنم .

دبیر فیزیک جدا شد . اولش خوشم نیومد ولی وقتی درگیر مسئله هاش میشدم لذت میبردم.

تو این هفته فکر کنم نزدیک 10 ساعت علوم خوندم .

بقیه درسارو سر کلاس میخوندم .... یا همون سرکلاس میفهمیدم .

حال ندارم تو خونه درس بخونم اصن میپره حسش .

ی بارم توی مدرسه رو زمین پشت درختا دراز کشیدم بخاطر قرصایی که خورده بودم خوابم میومد ...

دوستان گرام اومدن پیشم ، وقتی بلند شدم همشون وای بلند گفتن ... پشت مانتوم تماما خاکی بود .

فاطمه داشت تمیز میکرد که دوتا دستاشو گرفتم و پشت سر خودم گرفتمش و گفتم : بذار از جلو این معاونا رد شیم بعد. تا اخرش پشتم ساپورتم کرد . میدونستم اگر مدیر ببینه اسمم میره تو دفتر انضباطی! سال اخرم بود توی اون مدرسه تصمیم گرفته بودم کمتر سر به سر این معلما و مدیرا بذارم . تا بگذره و از شرشون راحت شم .

دختر دبیر عربیمون توی کلاسمونه . دبیر عربیمون اصن منو میبینه ، وجودش پر از شیطنت میشه :|

سرمو گذاشته بودم روی میز ، حالم خوب نیود ولی داشتم گوش میدادم که داره چی میپرسه ...

برگشت داد زد : خانوم (ر)*؟

*(فامیلیم...این بشر اصن منو ب اسم صدا نمیکنه)

سریع بلند شدم و گفتم بله خانم ؟

چند بار سرشو تکون داد . با کلافگی گفتم: خانوم کاری داشتید؟

سرشو برگردوند و گفت : تو چیکار داری؟ کارت دارم؟ بلند شو بیا ببینم...

رسما به گه خوردن افتاده بودم ... بلند شدم اومدم جلو و گفتم خانم منظوری نداشتم...

گفت برو دفتر ...

حالم خوب نبود با حرص گفتم باز ماجرای دوسال پیشو تکرار میکنید...

دبیر : بیا جلو!

اومدم جلو و گفت میری دفتر و میگی کی کتابا میان...

وا رفتم . مریض روانی بود ... همه بچه ها میخندیدن ...

برگشتم و طرف دخترش اداشو در اوردم .

با دخترش خوب بودم میدونستم دبیر داره سر به سرم میذاره ...

ی جا دخترش داشت نگام میکرد گفتم نگاهای مادرت کم بود توهم اضاف شدی شکیبا؟

همون روز خانوم(پ) بدون اجازه تو کلاس چرخ میزد و هی میرفت پیش این و اون . دبیر بهش تذکر داد و گفت بشین ...

گفتم حالا اگ من بودم از کلاس پرتم میکردید بیرون!

دبیر بد نگام کرد ... گاهی اوقات یادم میره باید خفه شم ...

+هفته دیگه ازمون قلم چی دارم ...

اینجآ من مے نویسم...

ما را در سایت اینجآ من مے نویسم دنبال می‌کنید

برچسب: چپ اندر قیچی,معنی چپ اندر قیچی, نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 14:49

صفحه بندی