اینجآ من مے نویسم

متن مرتبط با «ای کاش بودی تا» در سایت اینجآ من مے نویسم نوشته شده است

دعایم کن ...

  • نیلوبلاگ

    ساعت ۹ شب ... اعصابی خراب ... دلی گرفته ... روزی افتضاح ....سوار ماشین ... جدا از صحبت های بقیه... خیره به بیرون...شیشه پایین...باد سرد... بغض خفه کننده ... اشکی که اومد ... جلوش گرفته شد ... با کلمه حسین به خودم اومدم ... پیاده شدیم ... میخوندن ... سینه میزدن ...xa0 نشستم ... جدا از مادر ... جدا از پدر ...مثل وصله ناجوری بودم ... که سینه نمیزد ...لباسهای آبی ...xa0 اما ... این بغض ترکید ... مقنعه ای که جلو کشیده شد ذهنمو فلش بک کرد به گذشته ... به اون روزی که اولین بار برای صاحب کبوترا گریه کرد...

    ادامه مطلب
  • ای کاش تا ابد توی همین مود بمونم :)

  • نیلوبلاگ

    هفدهم هیجدهم بود که با نازی حرف زدم ، حرفای قشنگی میزد ... وقتی باهاش حرف میزدم میگفت نگفتی چته . دوستنداشتم بگم و فقط کلیات ماجرارو گفتم . اونم برخلاف بقیه سرزنشم نکرد و گفت تو اشتباهی نکردی فقط درد و دل کردی ... من هم با اطمینان گفتم پشیمون نیستم بنا نسبت شما یه غریبه بهتر میتونست درکم کنه ... غریبه ای که برام مهم شد:( نازی جزو ادمایی بود که سرزنش نمیکرد ... و من چقدر ممنونش بودم . حرفاش راست بود که میگفت( گاهی اوقات باید به دلت نه بگی) حس کردم تجربشو کرده یا شایدم عمق حرفامو از پشت تلفن پر ا...

    ادامه مطلب
  • برای کسی نباش ... اینجا قدرتو نمیدونن...

  • نیلوبلاگ

    اینکه هرروز صبح بلند میشی تا روز جدیدی رو آغاز کنی شاید یکم بهتر از قبل... یهو یادت میاد چی به سر قلب شکستت اومده ... شب قبلت چطور گذشته ... اما ... سردتر و تلخ تر از قهوه ی دیروز میشی ... و گاهی فکر میکنی چه خوب میشد اگر تیکه ای کوچک از خاطراتمون رو محو کنیم فقط ... محو ...xa0 ~نوشته شده توسط: کوثر.ر(جودی) ~نوشته شده در تاریخ 29 شهریور سال 1395.ساعت 9 صبح .xa0...

    ادامه مطلب